بابا صفرى

331

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

وانگهى براى جوانان امروز و دانشمندان آينده نيز بايد كارى گذاشت و بحث در علل وقايع و تجزيه و تحليل آنها را از آنان خواست . اين كارى است كه بدون ترديد صورت خواهد گرفت و چه بسا كه در مورد برخى از موضوعات آن كتاب كتابهائى برشتهء تحرير در خواهد آمد . در نوشته‌هاى آقاى واهب‌زاده ايرادهاى اجتماعى و فلسفى ديگرى نيز به چشم مىخورد كه چون انطباق با مقتضيات محيط ندارد از اينرو بناچار از آنها ميگذريم و بذكر نقدهاى ديگران ميپردازيم . نقد يك روحانى دانشمند : روحانى دانشمندى از اردبيل ، كه طبق نوشتهء خود وى « غير از تدريس و مطالعه و تأليف يا تذييل كتب علمى و فقهى و اصولى و يا فلسفه سمت ديگرى نداشته و . . . دست تقدير ايشانرا باردبيل كشانيده است » در يك نامهء چهارده سطرى كوچك مطالبى در نقد كتاب ، از قول ديگران ، عنوان فرموده بود . ما در جواب آن شرحى نوشته خواستار شديم كه شخصا كتاب را ملاحظه و براى تصحيح تاريخ زادگاه خويش نقائص را اعلام دارند و اينك نظريات ايشان را عينا در اينجا آورده مورد بررسى قرار ميدهيم : 1 - در صفحهء 127 و 128 جلد اول اين كتاب گفتارى از آدم اوله آريوس دربارهء مشهودات وى در اردبيل از كتاب خود او نقل كرده‌ايم اين نقدنويس محترم در آن‌باره نوشته‌اند « در صفحهء 127 و 128 گفتار اوله آريوس را راجع بعيد اضحى و چگونگى مراسم عزادارى حضرت سيد الشهدا ( ع ) در اردبيل با آنهمه جملات ركيكه و مخالف مقام و شئون پيشوايان و بزرگان دينى و خلاف ادب و مبانى اخلاقى بادنى مناسبتى ذكر كرده‌ايد . آيا براى شما تا حال معلوم نگرديده كه ايشان بانواع لطايف الحيل ، ولو در مطاوى مقالات تاريخى و جهانگردى هميشه در پى متزلزل ساختن مبانى اسلام و خوار نمودن پيشوايان و بزرگان دينى هستند . آيا حرفهاى ديگر دربارهء اردبيل نداشتند تا يادداشتهاى آنها را درج نمائيد . » ما يادداشتهاى اوله آريوس را ، آنچه راجع باردبيل بود آورده‌ايم و الان هم